محمدعلی فکوری / ماستری فقه و حقوق اسلامی
خانواده، نهاداصيل و مقدسي است كه شالوده فرهنگ و شخصيت انساني درآن تكوين مي يابد و ازدواج،

سنت حسنه اي است كه از ديرباز مورد توجه وتأكيد همه اديان الهي و بشريت در طول تاريخ بوده، هرچند كه هيچيك به اندازه آيين اسلام، اهمّيت قايل نشدهاند. امروزه نيز درجوامع گوناگون، ازدواج مهمترين رويداد زندگي انساني قلمداد ميشود.
دين مقدس اسلام، يگانه آييني است كه براي تمامي نيازها و غرايز انساني راهکارهايي در نظر گرفته و مسأله ازدواج، يكي از آن راهکارهاست كه براي اشباع نيرومندترين غريزه انساني، مقرر شده است. بديهي است كه روح لطيف انسان همانند جسم او، داراي نيازهايي است که در صورت تأمين به موقع آنها، مي تواند به تکامل واقعي دست يابد. درست به همين جهت، مسأله ازدواج نزد خداي متعال، محبوب ترين چيز قلمداد شده است؛ تا آنجا که آخرين سفير او، رسول گرامي اسلام، آن را سنت خود ميداند و ميفرمايد: «النکاح سُنّتي فمَن رَغب عَن سُنَتي فَلَيس مِني» (مجلسی، 1403، 220)؛( ازدواج، سنت وشيوه ي من است. و هركس ازآن سرباززند، از(امت) من نيست.)
از اين رو، مسأله زوجيت در قرآن کريم، حتي براي اشياء نيز مطرح و مايهي تذكر و اندرز انسانها، قرار داده شده است. خداوند حكيم در اينباره ميفرمايد: «ومِن کُل شيءٍ خلقنا زوجَين اثنين لعلكم تذكرون.»(ذاریات/49) ( و از هرچيزي دوجفت - نر و ماده- آفريديم، اميد كه شما عبرت گيريد). براين اساس، مسأله زوجيت تنها در مورد انسانها و يا ساير موجودات نيست، بلکه براي اشياء نيز، صدق ميکند.
باتوجه به اين همه تأكيد به مسأله ازدواج در دين اسلام، گاه درجريان شكل گيري اين امر مقدس؛ آداب و رسوم اجتماعي به عنوان يك فرهنگ، موانعي درشكل گيري يا نهادينه شدن اين نهاد ميگردد.
باعنايت به نقش اين آداب و روسوم درايجاد و گسيختن اساسي ترين بنيان اجتماعي، نوشتار حاضر ميكوشد با نگاه تطبيقي، ديدگاه اسلام و جامعه اسلامي افغانستان را در اين خصوص بررسي و مورد تجزيه و تحليل قرار دهد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 12:28  توسط محمد نقی موسوی
|
سید علی هاشمی
آیا تاکنون در مورد جامعه ای که در آن زندگی می کنید، دقت کرده اید؟ دربارة مردم آن چه؟ چرا نحوة
زندگی، عنعنات، باورها و رفتارهای ما با برخی ملت های دیگر متفاوت است؟ منشأ تفاوت ها چیست؟ پاسخ شما هر چه باشد، بیشتر بستگی به میزان شناخت شما از جامعه و فرهنگ حاکم بر آن دارد. چرا که هر فردی با زندگی در اجتماع به طور تجربی شناختی از محیط خویش پیدا می کند که مبنای تصمیم گیری و راهنمایی وی در زندگی می باشد، این یک مرحله از شناخت است که همة افراد کم و بیش از آن بهره مندند و هر چه فرد تجربه بیشتری داشته باشد، میزان این شناخت افزایش خواهد یافت و هر چه این شناخت بیشتر باشد، پاسخ شما هم به این پرسش ها کامل تر خواهد بود. با این حال غالباً انسان نسبت به قضایا و اموری که به طور عادی تکرار می شوند و با آنها خو کرده است، کمتر توجه و التفات دارد.
بطور نمونه شاید بعضی از صحنه ها را بارها و بارها مشاهده کرده و احیاناً خود آن را آفریده باشیم، صحنه هایی مثل: شنیدن
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 11:29  توسط محمد نقی موسوی
|
سید علی موسوی
«روانشناسی» به معنای امروزی اش در میانه های قرن 19 با ن
ظریات «ويلهلم وونت» شکل گرفت ولی شاگردانش این نظریات را وسعت بخشیده در اقصی نقاط جهان پراکنده شدند و هر یک روش خاص و جدیدی را در پیش گرفتند و به همین منوال پیش روی کردند تا اینكه مکاتب گوناگونی در روانشناسی تأسیس شد.
در زمان و فضایی که همه سعی داشتند علم، مکتب و یا هر روشی را که موجب شهرت و آوازه میشد کشف و اختراع کنند، پزشک اتریشی هم به نام زیگموند فروید (1856- 1939) چهره روانشناسی را با ارائه نظریه شخصیت و با تاکید بر اهمیت ذهن ناخودآگاه به نحو چشمگیری تغییر داد. فروید با بزرگ کردن بیش از حد غرائز جنسی و با استفاده از مفهوم «عقدههای ادیپی»، علم و هنر و به عبارت دیگر جامعه مدنی و از جمله دین را محصول سرکوب شده های جنسی و «عقده ادیپ» میدانست.
با توجه به اینکه فروید با در دست داشتن مبانی و اصول روانکاوی خود به تحلیل هر مبحثی مخصوصاً دین میپردازد پس بنابراین قبل از آنکه تحلیل فروید از دین ارائه شود لازم است مقدمات و اصول روانکاوی او را شرح و بسط دهیم:
الف) ناخودآگاه: فروید با کشف ناخودآگاه محاسبات حساب شدهای «پوزیتویسم» را بر هم زده و نظریه نوینی را ارائه کرد پوزیتویستها بر این عقیده بودند که انسان می تواند مستقیماً به معارف و دانستههایش دسترسی داشته باشد ولی فروید ادعا کرد که انسان نه تنها به همه مکنونات و پنهان شدههای ذهنش آگاهی ندارد بلکه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 8:25  توسط محمد نقی موسوی
|
سید محمد حسینی
توسعه مفهومی است که پرورده علم اقتصاد است و معمولاً در کنار مفهوم رشد دیده می شود. اما از آنجا که علوم خصوصاً علوم انسانی به خاطر رابطه ناگزیری که با هم دارند گاه مفاهیمی را از یکدیگر وام میگیرند، میپرورند و از زاویهای دیگر به آن میپردازند، این واژه نیز وارد قلمرو جامعه شناسی شده و جامعهشناسان نیز از زاویه دید خود بدان پرداخته اند. رشد، مفهومی است که بیشتر کمیت را به ذهن متبادر میکند به خلاف توسعه که بیشتر بیانگر کیفیت است. این مفهوم هر چند از مفاهیم کودک و تازه متولد شده به شمار می رود، اما این گونه نیست که اندیشمندان گذشته بدان نیندیشیده باشند.
در این نوشته تلاش بر این است که توسعه را از افق ذهن حضرت علی بن ابی طالب(ع) بررسی نماییم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 14:22  توسط محمد نقی موسوی
|
حسنات بیانی
مقدمه
«وبلاگ»(weblog) یا «بلاگ» که ترکیبی از دو کلمه شبکه جهانی و گزارش روزانه است به یادداشتهایی گفته میشود که یک یا چند نفر به صورت روزانه یا هفتگی یا گاه گاه مینویسند و به اینترنت میسپارند. وبلاگها فضاهای رایگان اینترنتی هستند، که معمولاً مبدأ شخصی و غیرتجاری دارند و ویژگی مشخصه آن رایگان بودن و قابلیت به روز شدن در فاصلههای کوتاه زمانی است.
به عقیده دکتر نیکولا دورینگ روانشناس، جامعهشناس و استاد علوم ارتباطی در دانشگاه ایلنا: «امروزه وبلاگنویسی پرطرفدارترین نوع انتشار اینترنتی است. این ابزار از کاربران عرصه اینترنت، ناشران فعالی میسازد که به هیچ سازمان و رسانهای وابسته نیستند».
عدهای از کارشناسان بینالمللی اینترنت معتقدند که وبلاگنویسی نوعی تاریخ و ادبیات شفاهی است؛ اما به صورت مکتوب که اخبار، خاطرات، داستانها و نصایح را زبان به زبان و سینه به سینه و وبلاگ به وبلاگ نقل میکنند، و به نوعی در یادها و خاطرهها میمانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:35  توسط محمد نقی موسوی
|
خاستگاه دین از دیدگاه بزرگان جامعه شناسی
سید علی موسوی
ب
حث در مورد خاستگاه و منشأ دین همچون بسیاری ازمباحث فلسفه دین و کلام جدید از پرسشهای انسان دوره جدید در مورد دین و باورهای دینی زاده شده است . مهمترین نظریاتی که در مورد خاستگاه دین مطرح شده است متعلق به سه حوزه می باشد.
1- نظریه های جامعه شناختی 2- نظریه های روان شناختی 3- نظریه های پدیدار شناختی
با توجه به گستردگی مطالب، ارائه مباحث مربوط به هر سه حوزه در این نوشته از عهده ما خارج است لذا ما فقط به مباحث حوزه جامعه شناختی پرداخته و نظریات «اگوست کنت» ، «دورکیم» و «مارکس» را مطرح خواهیم کرد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:47  توسط محمد نقی موسوی
|
طلب
نفیسه حفیظی
بعضيها تا سرشان به سنگ نخورد به هوش نميآيند، بهتر
بگويم بعضي آدمها گرهشان «درد» است، بعضي «هجر»، و بعضي ديگر هم، «وصل». از اينكه گفتم وصل، تعجب نكن، حتما شنيدهاي افلاطون وصل را «مدفن عشق» ميدانست، بايد بگويم منهم تا حدودي با او موافقم، بدون استثنا هر وقت به وصال معشوقههاي زمينيام از پوشيدني و نوشيدني گرفته، تا قدرت و قوت، نائل شدم، ديري نپائيد كه شيرينياش به تلخي بدل شد و بُهتي سنگين؛
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:48  توسط محمد نقی موسوی
|