سکینه احمدی / مهندسی مدیریت و آبادانی روستا


مقدمه

فقر فرهنگی و اقتصادی افغانستان از عوامل اصلی کشت خشخاش می‌باشد. فقر نه تنها عامل، بلکه نتیجه‌ی کشت خشخاش نیز می‌باشد؛ زیرا کشت خشخاش از نظر اقتصادی در طولانی مدت به نفع کشاورزان نمی‌باشد و تمام سود حاصله از فروش خشخاش، سهم مافیای مواد مخدر می‌شود. در این شرایط می‌توان با کشت محصولات دیگر به‌عنوان جایگزینی برای خشخاش، به رشد پایدار اقتصادی کشاورزان‌، مردم و نیز اقتصاد ملی کمک فراوانی کرد.

در این مقاله سعی شده‌، کشت جایگزین به عنوان یک روند اقتصادی و علمی بررسی، کشت خشخاش رد و با توجه به شرایط اقلیمی و نیز نیاز جامعه، گندم به عنوان یک محصول استراتژیک معرفی شود.

كشور كوهستاني افغانستان با دارا بودن شرايط آب و هوايي سرد محل مناسبي براي كشت گياه خشخاش می‌باشد. خشخاش گياهي است كه می‌تواند سرماي فوق العاده‌ي محيط را به خوبي تحمل نمايد.

به نظر كارشناسان اروپايي، آب و هواي افغانستان به سوئيس شباهت دارد تا جايي كه برخي از آنان افغانستان را از نظر كشاورزي و دامداري به سوئيس آسيا تشبيه كرده‌اند؛ اما از اين تشبيه كه بگذريم در طول ساليان متمادي از موقعيت و ظرفيت بالاي افغانستان هيچ استفاده‌اي نشده است و در طي بيش از دو دهه‌ي اخير به جاي بالفعل ساختن توانمندي‌هاي كشاورزي و منابع سرشار اين كشور، شاهد فقر، بيچارگي، توليد مواد مخدر و جنگ در كشور بوده‌ايم. چنانچه این کشور با توليد مقدار زيادي مواد مخدر، حرف اول را در جهان می‌زند. «75% ترياك مصرفي كل جهان و 80% هروئين مصرف قاره‌ي اروپا در كشور افغانستان توليد مي‌شود.»1 در چنین شرایطی به جاست که با اقدامات اصولی و درست، کشت جایگزین ترویج شده و محصولات متناسب با نیاز جامعه جایگزین خشخاش شوند.

سیر تولید خشخاش

دولت افغانستان طي سالهاي گذشته برنامه‌ي كشت جايگزين را در دست گرفته و در برخي از ولايات مانند هرات نيز كشت زعفران ترويج شد اما با آنكه زعفران توليد شده از مرغوبيت بسيار بالايي برخوردار است متاسفانه زمينه‌ي بازار يابي آن توسط دولت در بازارهاي جهاني فراهم نشد و اكنون بسياري از همان كشاورزان مجددا به كشت مواد مخدر روي آوردند. شاید این به این معنا باشد که دولت افغانستان اقدامات لازم برای رشد این پروسه را انجام نداده است؛

 و شاید بنا به گفته‌ی بسیاری اراده‌ی سیاسی در دولت افغانستان برای از بین بردن کشت مواد مخدر وجود نداشته و برخی مقامات دولتی افغانستان به دلیل دست داشتن در قاچاق مواد مخدر، خود خواستار این پدیده باشند. همچنين «عدم رسيدگي به وضعيت اقتصادي كشاورزان و جايگزين نكردن كشت بديل بجاي خشخاش و از جانب ديگر وادار نمودن كشاورزان افغان از سوي دلالان و مافياي مواد مخدر به كشت خشخاش باعث گسترش اين پديده در سطح افغانستان شده است.»2

با نگاهی به این نمودار درمی‌یابیم که در دوره‌ی کمونیست که از سال 1978تا 1992 بر افغانستان حکومت داشته کشت تریاک به 1880 تن در سال 1991 رسیده که نسبت به سایر دوره‌های حکومتی تولید کمتری بوده است

از زمان شروع به کار مجاهدین یعنی از سال 1992 تا پایان کار (1995) بیشترین رقم تولیدی تریاک 3416 تن بوده که در مقایسه با دوران کمونیست سیر صعودی داشته است.

بعد از مجاهدین (1996) طالبان شروع به کار کردند که در آن زمان کشت خشخاش ابتدا سیر صعودی داشته و سپس در اواخر دوران طالبان (2001) فرمانی علیه کشت خشخاش توسط ملا عمر رهبر طالبان صادر شد که باعث شد رقم تولیدی خشخاش به 185 تن برسد که نسبت به تمامی دوره‌ها کاهش بی نظیری داشته است.

اما از زمان آغاز به کار حامد کرزی، کشت خشخاش سیر صعودی پیدا کرده و به سطح بی سابقه‌ی 8200 تن در سال 2007 رسیده است.اما جای امیدواری است که «کشت خشخاش از سطح بی سابقه‌ی 193000 هکتار در سال 2007 به 157000 هکتار در سال2008 کاهش یافته یعنی از 8200 تن به 7700 تن رسیده است.»3 هرچند که این کاهش فقط در حد 6% بوده است اما نمایانگر اقداماتی از جانب دولت در این زمینه می‌باشد. همچنین شمار ولایات عاری از کشت خشخاش از 13 استان به 18 استان رسیده است که این مسئله تا حدودی ما را به آینده‌ای روشن امیدوار می‌سازد.

ضرورت رد خشخاش

برخی مقامات دولتی افغانستان به دلیل دست داشتن در قاچاق مواد مخدر، خود خواستار این پدیده هستند

همانطور که می‌دانیم كشور افغاستان از نظر اقتصادي فقير محسوب می‌شود و حدود 80% مردم افغانستان به كشاورزي و دامداري مشغول می‌باشند پس اگر بحث كشت جايگزين به طور جدي پيگيري شود در اقتصاد کشور موثر خواهد بود زیرا کشت خشخاش در اقتصاد ملی افغانستان تاثیر چندانی نداشته و نیز سودی که کشاورزان از این راه به دست می‌آورندفقط جوابگوی نیازهای فعلی آنهاست و در امر اشتغال زایی کمکی به دولت نمی‌کند.

«به طور مثال اگر پنبه جايگزين خشخاش شود، صنايع ديگري چون پنبه پاك كني، ريسندگي، بافندگي، رنگرزي و... ايجاد مي‌شودكه نوعي اشتغالزايي را دركشــور ايجاد می‌كند. همچنین اگر دولت صنايع تبديلي را در افغانستان راه اندازي و مستقر نمايد تاثیر مثبتی بر درآمد کشاورزان خواهد داشت. مثلا اگر در افغانستان کارخانه‌ی رب گوجه فرنگي و يا كارخانه‌ي ساخت كمپوت و كنسرو وجود داشته باشد؛ اين محصولات قيمتش به آن حدي ميرسد كه كشاورز درآمد قابل قبولي را كسب كند و مجبور نباشد به كشت خشخاش روي آورد.»4

اما خشخاش فقط راه کسب سود دلالان و مافیای مواد مخدر می‌باشد و در اقتصاد کشاورز و نیز اقتصاد ملی تاثیر فراوانی ندارد.

علت دیگر رد خشخاش جنبه‌ی اخلاقی، فرهنگی و دینی می‌باشد که این مورد نیازی به اثبات ندارد و مورد قبول اکثریت جوامع است. همانطور که همه واقفیم مواد مخدر بلای خانمان سوز تمام جوامع محسوب می‌شود و همه ساله شاهد از هم پاشیدن و ویرانی خانواده‌های بسیاری در جوامع مختلف هستیم. مواد مخدر آتشی است که اگر جان گرفت همه چیز و همه کس را در برابر راه خود می‌سوزاند و چه بسیار کسانی که تمام زندگی و سرمایه‌ی خود را فدای این ماده‌ی ویرانگر کرده و در نهایت بیچارگی کنار خیابان‌ها جان داده‌اند. و این فاجعه آمیز است که کشور ما عامل اصلی این ویرانی باشد و اگر کشاورزان این مسئله را مورد توجه قرار داده و اندکی به آثار مخرب خشخاش فکر کنند شاید تاثیر مثبتی بر تصمیم گیری آنها برای کشت جایگزین داشته باشد. و به این فکر کنیم آیا درآمدی که از راه کشت خشخاش به دست می‌آید ارزش ویرانی زندگی میلیونها نفر را دارد یا نه؟

راهکار

كارشناسان علم توسعه و اقتصاد، يكي از راههاي بيرون رفتن افغانستان از چنگال توليد ترياك را، تنظيم و تدوين يك استراتژي همگاني براي كشت جايگزين دراين كشور می‌دانند. زیرا افغانستان ظرفيت توليد بهترين محصولات زراعتي را دارد و می‌تواند محصولات خود را به خارج صادر و از نظر اقتصادي تا حدود زيادي به رشد و شكوفايي برسد.

براي عملي ساختن كشت جايگزين مواد مخدر بايد زيرساختهاي اقتصادي را در اين كشور احيا كرد

بخش كشاورزي به طور مستقيم از طريق توليد بيشتر و صادرات و به طور غير مستقيم از طريق افزايش تقاضا براي خدمات و كالاهاي صنعتي در جوامع روستايي به رشد اقتصادي كمك نموده و در نتيجه موجب خلق فرصتهاي شغلي جديد می‌گردد. توليد فراوان از يك سو باعث صدور محصول به ديگر كشورها شده كه سود آوري را براي دولت وكشاورزان سبب می‌شود و از سمت ديگر، افزايش محصول باعث كاهش قيمت در كشور شده كه كمك قابل توجهي به اقتصاد خانوارهاي فقير می‌كند.

 يكي از اهداف عمده‌ي استراتژي انكشاف ملي افغانستان اين است كه استراتژي را براي محو صنعت مواد مخدر كه تهديدات جدي را متوجه كشور، منطقه و فراتر از آن می‌سازد، بنا نهد. طبق اين استراتژي دولت به اين امر متعهد است كه زمينهاي تحت كشت كوكنار را تا سال 1391نسبت به سال 1386 به نصف كاهش دهد.

براي عملي ساختن كشت جايگزين مواد مخدر بايد زيرساختهاي اقتصادي را در اين كشور احيا كرد. افزايش درآمد زايي از كشت گندم و ساير غلات باعث شده است كشاورزان به كشت اين محصولات روي آورند. اين مسئله نشان دهنده ي اين مطلب است كه براي ترويج كشت جايگزين بايد از خود کشاورز شروع کرد؛ طبيعتاً تمام كشاورزان به دنبال سود بيشتري هستند تا بتوانند مايحتاج زندگي خانواده‌ي خود را تامين نمايند. پس اگر دولت بتواند با ارائه‌ي راهكارها و تدابیر سیاسی، امنیتی و اقتصادی، سود حاصل از کشت جایگزین را تضمین نمایند، تأثیر بسزایی در تصمیم گیری افراد جامعه خواهد داشت و به طور قطع کشاورزان تمایل خود را به این پروسه نشان می‌دهند. بنابراین حمایت دولت در این زمینه می‌تواند نقش اصلی را ایفا کند.

برخی راهکارهایی که دولت می‌تواند در راستای توسعه‌ی کشت جایگزین داشته باشد عبارتند از:

1.       آموزشهای گسترده و کاربردی در جهت ارتقای فرهنگ روستائیان

2.       حمایتهای مالی و تضمین سود حاصل از کشت جایگزین

3.       ایجاد صنایع تبدیلی در افغانستان برای اشتغالزایی و اطمینان به کشاورزان از خرید محصولات آنها

4.    قاطعانه برخورد کردن دولت با کشت خشخاش(به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghan paper)، وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان تأكید كرد افرادی كه زمین‌های خود را به كشت خشخاش اختصاص دهند، بازداشت و تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.5)

5.       صداقت دولتمردان در این زمینه و تلاش صادقانه در عرصه‌ی مبارزه با مواد مخدر

6.    تشویق و ترغیب روستائیان و ایجاد انگیزه در آنان (چندی پیش آمریكا اعلام كرد به كشاورزان و افرادیكه دست از كشت و زرع خشخاش بردارند، به عنوان تشویق پول نقد پرداخت خواهد شد.6)

7.       تأکید بر خانمان سوزی مواد مخدر و نشان دادن اثرات منفی و مخرب خشخاش بر جوامع

8.       حمایتهای مالی در زمینه‌ی فراهم کردن ادوات مکانیزه برای کاشت و برداشت محصولات کشاورزان

9.       تأسیس زیرساختهای اقتصادی برای کشاورزان مانند ساخت سیلو و نیز ساخت سدهای آبی برای آبیاری مزارع کشاورزان

10.    قرار داد با كشاورزان و بيمه كردن محصولاتشان و...

به دلیل اینکه در این مقاله سعی می‌شود کشت جایگزین از نظر اقتصادی و علمی بررسی شود تنها به ذکر خلاصه‌ای از اقدامات و راهکارهایی که دولت می‌تواند در این زمینه انجام دهد، پرداخته شد و توضیح و تحلیل این اقدامات دراین بحث نمی‌گنجد، لذا از پرداختن به آن خودداری می‌شود.

همچنین روحانیون و مراجع تقلید نیز می‌توانند در این زمینه راهگشا باشند زیرا جامعه‌ی افغانستان، جامعه‌ی دین محوری می‌باشد و اگر مراجع تقلید کشت خشخاش را حرام اعلام کنند و از نظر دینی آن را مطرود بدانند مطمئناً تأثیر قابل توجهی خواهد داشت.

معرفي محصول

در کنار زعفران که جایگزین مناسبی برای کشت خشخاش می‌باشد می‌توان از محصولات دیگری نیز استفاده کرد.معرفي يك محصــــول كه بتواند جايگزين مناسبي براي كشت خشخــاش باشد و علاوه بر تامين نيازهاي اقتصادي كشاورزان، نيازهاي جامعه را نيز برآورده كند، كار دشــــواري است. براي اين كار بايد نيازهاي جامعه را شناخت، و جامعه‌اي كه يكي از فقيرترين جوامع دنيا محسوب می‌شود؛ و با توجه به اين نيازها محصولي را انتخاب كرد كه در درجه‌ي اول اهميت باشد.

همانطور كه می‌دانيم گندم يكي از محصولات استراتژيك می‌باشد زيرا بخش اصلي رژيم غذايي اغلب مردم ممالك را تشكيل می‌دهد. «گندم به علت داشتن نشاسته، پروتئين و خواص نانوايي خوب بر ساير غلات ترجيح داده می‌شود. گرچه از ساير غلات نيز می‌توان نان تهيه نمود ولي تا امروز هيچ بذري در تهيه نان جهت تغذيه‌ي انسان نتوانسته با گندم رقابت كند. اين ممكن است به علت داشتن پروتئيني به نام گلوتن باشد كه تركيبي از گليادين و گلوتنين است كه وظيفه‌ي گليادين كش آوردن خمير می‌باشد و گلوتنين باعث ورآمدن خمير می‌شود.» (تاج بخش وپورمیرزا،24:1382) اين مورد استفاده‌ي گندم ارتباط مستقيمي با سود اقتصادي آن دارد.

براي عملي ساختن كشت جايگزين مواد مخدر بايد زيرساختهاي اقتصادي را در اين كشور احيا كرد

«گندم گیاهی است که به مقدار زیاد و در مساحت وسیعی از زمین‌های دنیا کشت شده و از نظر سطح زیر کشت و تولید سالیانه نسبت به سایر غلات در درجه‌ی اول اهمیت می‌باشد. در شرایط آب و هوایی مناطق نیمه خشک، محصولاتی که بتوان آنها را بدون آبیاری کشت نمود تعدادشان بسیار محدود است و تاکنون هیچ محصولی نتوانسته برتری خود را نسبت به گندم به عنوان تضمین کننده‌ترین محصول این مناطق نشان دهد. علت وسیع بودن سطح زیر کشت گندم به خاطر این است که اولا اساس تغذیه‌ی مردم را تشکیل می‌دهد و در ثانی عدم احتیاج بیشتر آن به آب می‌باشد که اغلب به صورت دیم کشت می‌شود.»‌(تاج بخش وپورمیرزا،24:1382)

دليل ديگر ضرورت كشت گندم اين است كه «استفاده از سلاح مواد غذايي، يكي از قدرتمند ترين حربه‌هاي استعمار در مقابله با ملل مستضعف به شمار می‌آيد»( آسایش،1374: 53) وقتي ملتي نتوانست غذاي مورد نياز خود را تأمين نمايد به ناچار به كشورهاي ديگر محتاج مي‌شود و اين احتياج يكي از زمينه‌هاي اصلي استثمار اين گونه جوامع می‌باشد. بنابراين توسعه‌ي بخش كشاورزي می‌تواند مانعي بر سر راه اين حربه‌ي استعمار باشد و عقب ماندگي در اين بخش می‌تواند باعث كمبود مواد غذايي و اتكاي بيشتر ملل مستضعف به واردات شود و آنان را از اختيارات لازم براي دخالت در سرنوشت خويش محروم كند.

هم چنین كمبود تغذيه از ويژگي‌هاي اصلي فقر می‌باشد و به دلايل زير ساير جنبه‌هاي فقر را نيز تشديد كند:

1-     مردم را در برابر بيماري آسيب پذير می‌كند و بيماري توان انسان را تقليل می‌دهد.

2-   وقتي زنان باردار و مادران شيرده كمبود تغديه داشته باشند، كودكان با وزن كمتر از حد طبيعي به دنيا مي‌آيند و زندگي را با مشكلات تغذيه‌اي شروع مي‌كنند كه ممكن است در سراسر عمر به سلامتي آنها لطمه بزند.

3-     كمبود تغذيه بر رشد و نمو مغز جنين و بر قدرت يادگيري كودك در كلاس درس تأثير مي‌گذارد و موجب افت آموزش مي‌شود.

4-   وقتي ميزان مصرف انرژي و پروتئين در افراد شاغل متناسب با نياز آنها نباشد حجم ماهيچه كاهش مي‌يابد و بهره‌وري پائين مي‌آيد. اين وضعيت علاوه بر بيماري كاهش دستمزد و درآمد را نيز به همراه می‌آورد.

از تمام اينها اين نتيجه گرفته می‌شود كه گرسنگي گسترده مي‌تواند كاركرد كل اقتصاد كشور را كاهش دهد.

استراتژي وزارت زراعت و آبياري مصونيت غذايي را دسترسي به مواد غذايي مصون كه باعث زندگي صحتمند و فعال گردد، تعريف می‌كند؛ طبق اين اصل گندم مهمترين ماده‌ي غذايي براي تمام مردم افغانستان به شمار می‌رود. هدف اين استراتژي نيز اين است كه توليد گندم در هر هكتار را از 2 تن به 4 تن برساند. اين كار نه تنها باعث ازدياد عوايد بيشتر و ارتقاي مصونيت غذايي گرديده بلكه زمينه‌هاي اشتغال را نيز ايجاد می‌كند.

از موارد اشتغال‌زايي گندم، فعال شدن دامداري‌ها، كارخانجات تبدیل گندم به آرد، سيلوهاي گندم و به راه افتادن صنايع تبديلي آرد به محصولات خوراكي را می‌توان نام برد. اشتغال‌زایی کارکرد کل اقتصاد را بهبود بخشیده و باعث افزایش در آمد خانوارها می‌شود. «يك مطالعه در سال 1997 پيرامون 35 كشور نشان داد كه يك درصدافزايش توليد ناخالص داخلي سرانه‌ي كشاورزي، 1.61 درصد افزايش در درآمدهاي سرانه‌ي 20 درصد فقيرترين قشرهاي جمعيت را به همراه خواهد داشت.»7 که این رشد درآمد كشاورزان وكارگران مزرعه موجب افزايش تقاضا براي محصولات غير زراعي و خدمات در مناطق روستايي ميشود (مانند ابزار سازي، آهنگري، نجاري و...). اين گونه كالاها و خدمات در محل تأمين می‌شوند و معمولاً كاربر هستند تا سرمايه بر و بنابراين نقش مهمي در اشتغال زايي و فقر زدايي دارند.

اگر بخواهیم آثار افزایش درآمد و به تبع آن افزایش تقاضا را با مثالی ساده بیان کنیم می‌توانیم فرض کنیم کشاورزی با درآمد کم فقط قادر به خرید لوازم اولیه‌ی زندگی می‌باشد و خرید نیازهای اولیه را در اولویت قرار می‌دهد؛ و بیشتر از آنکه به تامین تجهیزات و امکانات رفاهی خانواده بیندیشند به فکر پر کردن شکم آنهاست اما اگر درآمد همین کشاورز افزایش یافته و بتواند علاوه بر تامین نیازهای اولیه مقداری از درآمد خود را پس انداز کند در آن هنگام احساس نیاز شکل گرفته و این فرد خود را لایق یک زندگی بهتر می‌داند و سعی می‌کند امکانات رفاهی را برای خانواده‌ی خود فراهم سازد، مثلا دوست دارد فرش بهتری زیر پایش باشد، غذای بهتری مصرف کند، در زمستان خانه‌ی گرمتری داشته باشد و... و این یعنی افزایش تقاضا و مصرف. این افزایش در تقاضا باعث افزایش عرضه خواهد شد که باز افزایش عرضه موجب درآمدزایی، اشتغال و بهبود اقتصاد خواهد شد و چرخ صنعت نیز به راه خواهد افتاد و این سیکل ادامه خواهد داشت.

بررسي‌هاي انجام شده در چهار كشور آفريقايي نشان می‌دهد كه حدود يك سوم تا دو سوم درآمد افزايش يافته در روستاها، صرف اين قبيل خدمات می‌شود.

علاوه بر اين مسائل مهمترين تأثيري كه افزايش توليد گندم در سطح ملي دارد، بحث صادرات آن و وارد كردن ارز به كشور می‌باشد كه در اقتصاد كلان تأثير بسزايي خواهد داشت. «طبق تحقيقات، ميزان خالص صادرات گندم در ممالك در حال توسعه در سال1995 حدود 26 ميليون تن بود كه تقريبا 17 ميليون تن آن از طريق بازارهاي آسيايي انجام گرفته است. در طي سالهاي 1980 ميزان افزايش توليد گندم در مقايسه با سالهاي 1960 تا 1970 كاهش قابل ملاحظه اي داشته است. روي اين اصل يكي از دلايل اساسي كاهش ذخاير گندم فزوني مصرف جهاني گندم از ميزان توليد آن در سال 1980 بوده است. احتمال می‌رود كه در نتيجه‌ي رشد بالاي جمعيت در بعضي از ممالك جهان، تقاضا براي گندم و فرآورده‌هاي آن در آينده نيز ادامه يابد، بنابراين كشت گندم در آينده براي زارعين ممالك در حال توسعه سودمند می‌باشد زيرا ميزان تقاضا براي گندم با رشد جمعيت كاملا در ارتباط است.» (هانسیگی و کریشنا،233:1380)

«گندم عمده‌ترين محصول غله در جهان است و در سالهاي 99-1997 حدود 31% مصرف كل غله را در جهان تشكيل می‌داد. در كشورهاي صنعتي روند مصرف گندم براي خوراك دام رو به رشد است و در حال حاضر در اتحاديه اروپا به 45% كل مصرف اين محصول می‌رسد. در كشورهاي در حال توسعه، گندم عمدتاً مصرف انساني دارد و اين كشورها روز به روز به ميزان بيشتري از نيازهاي خود را از واردات تأمين می‌كنند. پيش بيني می‌شود در سالهاي آينده مصرف گندم افزايش يابد. وابستگي كشورهاي در حال توسعه (به استثناي آرژانتين و اوروگوئه) به واردات بيشتر خواهد شد و واردات اين محصول در اين گونه كشورها از سالانه 39 ميليون تن در اواسط دهه‌ي 1970 به 72 ميليون تن در سالهاي 99-1997 رسيد كه به معني افزايش سهم واردات در عرضه‌ي كل غله از 4% به 9% می‌باشد.نيز بر اساس پيش بيني‌ها از سالانه 72 ميليون تن در سالهاي 99-1997 به 160 ميليون تن در افق 2030 خواهد رسيد» 8 اين نشان دهنده‌ي اين مطلب است كه در كشورهاي در حال توسعه رشد تقاضاي غله سريعتر از رشد توليد بوده است و وابستـگي به واردات در سالـهاي آينده ادامه خواهد داشت. پيش بيني مي‌شود در سال2030 كشورهاي در حال توسعــه سالانه 14% از غله ي مورد نياز خود را وارد خواهند كرد.

هر گياهي براي رشد، شرايط اقليمي متفاوتي را می‌طلبد؛ به عبارت ديگر نيازهاي آبي، غذايي و آب و هوايي هر گياه با گياه ديگر متفاوت می‌باشد بنابراين قبل از هركاري بايد گذري بر شرايط اقليمي و منابع آبي افغانستان داشته باشيم:

شرايط اقليمي و منابع آب افغانستان:

«افغانستان يك كشور نيمه خشك و محاط به خشكي بوده كه داراي مساحت655000كيلومتر مربع می‌باشد. اين كشور داراي درجه حرارت 45 درجه در تابستان و -20 درجه در زمستان می‌باشد. در فصل بهار سردي بسيار و يخبندان‌هاي بي موقع به زراعت و مخصوصا به توليدات ميوه صدمه می‌رساند.

سطح وسیعی از اين سرزمين كوهســتاني می‌باشد كه كوههاي مشهــور با ارتفاعات بلند می‌باشند از جمله: كوههاي پامير، هندوكش، بابا و... اين كوهها در بعضي مناطق بيشتر از6000 متر ارتفاع دارند و زمينهاي هموار شمال را از ساحات مركزي و دره‌ها و دشتهاي جنوبي از هم جدا می‌سازند. اين زنجير مؤثر كوهها و يك خط كوچك كه تا كرانه‌هاي شرقي كشور می‌رسد (كوه سليمان) منبع درياهاي ملي كشور را تشكيل می‌دهند.

برف در ارتفاعات بيشتر از 2000 متر، 80% منابع آبي افغانستان را تشكيل می‌دهد ( به استثناي آبهاي زيرزميني) و ازاهميت بسزايي در ذخاير آبي كشور برخوردار می‌باشد. حد متوسط بارش سالانه در حدود 250 ميلي ليتر تخمين زده شده است كه نظر به منطقه با هم فرق دارد و از 120ميلي متر در ارتفاعات بلند شمال شرقي شروع شده و تا 60 ميلي متر در جنوب غرب كشور می‌رسد.

در مناطق كوهستاني ارتفاعات بلند شمال شرقي و زمينهاي مرتفع مركزي،برف به شكل منظم می‌بارد در حاليكه در ساير مناطق كشور بارش برف متفاوت می‌باشد.

به صورت مجموعي حد متوسط سالانه‌ي ذخاير آب به شكل بارش در حدود 165000ميليون متر مكعب در تمام كشور است و حجم سالانه‌ي آبهاي سطحي در حدود 57000 ميليون متر مكعب می‌باشد.»9

«آبياري زمينهاي زراعتي 95% مصرف آب را تشكيل می‌دهد. در سالهاي 1350 تقريبا 3.6 ميليون هكتار زمين با استفاده از شيوه‌هاي مختلف آبياري درافغانستان، كشت می‌شدند ولي در سالهاي اخير اين مقدار به 1.3 هكتار زمين رسيده است كه فقط 10% آن توسط سيستم‌هاي طراحي شده‌ي مهندسي آبياري شده و ساير آنها به شيوه‌هاي سنتي آبياري می‌شوند.»10

خشكسالي‌ها و استخراج آبهاي زير زميني و سطح زمين به صورت بي نظم و بدون هماهنگي، موجوديت اساس منابع آب را شديداً صدمه زده

«آب نقش اساسي را در صحت و رفاه ‌مردم افغانستان بازي ميكند و در حدود 75 تا 80% نفوس كشور به خاطر محصولات زراعتي شان دائما به آب نيازمندند. آسيب و زيانهايي كه به منابع آب رسيده است فوق العاده زياد است؛ خشكسالي‌ها و استخراج آبهاي زير زميني و سطح زمين به صورت بي نظم و بدون هماهنگي، موجوديت اساس منابع آب را شديداً صدمه زده كه نتيجه‌ي آن بحران در مقدار آب است. در اثر اداره ناسالم آبهاي روي زمين بسياري از ساحات مرطوب در افغانستان خشك شده و منبع زراعتي را نمی‌توانند فراهم سازند.»11

«دسترسي و بهبود در استفاده‌ي موثر از آب براي زمين‌هاي زراعتي سبب افزايش محصولات و توليدات می‌گردد. افزايش در توليدات زراعتي كشور ما را خودكفا و غذاهاي اساسي را براي مردم تامين می‌نمايد.»12

اکولوژی گندم:

«منظور از اکولوژی گندم تعیین محیطهای مناسبی از آب و هواست که در آن رشد و نمو گندم بهتر مقدور خواهد بود. رشد و نمو گندم به شرط تامین رطوبت در تمام نقاط دنیا از نیمکره‌ی شمالی تا نیمکره‌ی جنوبی میسر و مقدور است.»(تاج بخش و پورمیرزا،1382: 39)

«گندم از مشهورترین گیاهان زراعی در جهان است که تحت شرایط آب و هوایی مختلف رشد می‌کند و گیاهی است که کاشت و برداشت آن در تمام طول سال و در تمام مناطق امکانپذیر خواهد بود. از مناطق مهم کشت گندم در سطح جهان می‌توان به آمریکای لاتین، اروپا، غرب و جنوب آسیا، آفریقا، خاور دور و استرالیا اشاره نمود.»(هانسیگی وکریشنا،1380: 180و181)

گندم گیاهی است غیروجینی با تراکم کاشت بالا بنابراین تولید فراوانی دارد. همانطور که گفته شد تولید فراوان از یک سو ارزانی آن را داخل کشور به ارمغان می‌آورد با توجه به این مسئله که گندم جزو ابتدایی ترین نیازهای غذایی مردم می‌باشد و تقاضا برای این محصول زراعی زیاد است ؛ و از سمت و سوی دیگر صادرات را سبب می‌شود که هم به اقتصاد کشور و هم به اقتصاد کشاورزان کمک زیادی می‌کند زیرا همانطور که گفته شد گندم برای ممالک زیادی از پرتقاضاترین محصولات به شمار می‌آید.

حال به بررسی نیازهای گندم می‌پردازیم:


 

 

 نیاز حرارتی:

گندم با داشتن واریته‌های متنوع، نیاز حرارتی متفاوتی دارد ؛ اما اگر بخواهیم به طور کلی دامنه‌ی این نیاز را بررسی کنیم حداقل دمای لازم برای جوانه زنی گندم حدود4 درجه، اما دمای مناسب حدود20-22 درجه‌ی سانتیگراد می‌باشد. اما نژادهای مقاوم به سرما به شرط تدریجی بودن سرما، تا دمای 35- درجه را می‌توانند تحمل کنند. حداکثر دمای قابل تحمل نیز 55 در جه می‌باشد.

 نیاز رطوبتی و آبیاری

تعیین نیاز آبی هر گیاهی، به فاکتورهای مختلفی بستگی دارد؛ فاکتورهایی مثل جریان هوا، درجه حرارت، رطوبت نسبی، نوع خاک، زودرسی و دیر رسی ارقام و...

اما به طور معمول با توجه به خصوصیات خاک و آب و هوا از کاشت تا برداشت، میزان آب مورد نیاز گندم 4 تا 8 هزار متر مکعب در هکتار می‌باشد.

خاکهای مناسب گندم

زراعت گندم جز در خاکهای شور، قلیایی و باتلاقی در هر خاک دیگری امکانپذیر است. خاک باید خواص شیمیایی و فیزیکی مناسبی داشته باشد.در مناطق خیلی مرطوب، اراضی شنی و شنی هوموسی و در اراضی خشک و کم آب، اراضی سنگین رسی و رسی هوموسی بهترین محل برای کشت گندم می‌باشد زیرا خاکهای فوق قابلیت نگهداری آب را دارا بوده و همچنین خاکهای رسی به علت نیروی مکش بالایی که دارند اب مورد نیاز را در سراسر رشد گیاه و به تدریج، در اختیار گیاه قرار می‌دهد.

«گذشته از شرایط اکولوژیکی گندم چون انواع ارقام مختلف این گیاه به تغییرات آب و هوا حساس هستند و یک رقم را نمی‌توان در آب و هوای مختلف کشت نمود لیکن برای هر محیط و آب و هوا واریته‌ی(رقم) مخصوصی را باید کشت کردکه با آن محیط سازگار باشد مثلاً وقتی که در ارتفاعات کاشته می‌شود باید خصوصیات زیر را داشته باشد:

-         دوره‌ی رشد و نمو آن کوتاه باشد

-         به دمای کم نیاز داشته باشد

-         نسبت به تغییرات محیط قابلیت تطابق داشته باشد

-          تغییرات درجه حرارت در شبانه روز را تحمل نماید.» (تاج بخش و پورمیرزا،1382: 39)

اگر بخواهیم واریته‌ای از گندم را معرفی کنیم که نسبت به آب و هوای افغانستان سازگاری داشته باشد گندم MV17 می‌تواند گزینه‌ی مناسبی باشد


 

 

گندم ماراتون MV17

 «این گندم،گندمی است مقاوم به سرما، خوابیدگی، ریزش دانه‌؛ ارتفاع بوته حدود 90 تا 95 سانتی متر، ساقه‌ی محکم با کودپذیری بالا، رنگ خوشه سفید، بدون ریشک، دانه به رنگ قرمز، مناسب برای مناطق بسیار سرد با اراضی حاصلخیز و ماده‌ی آلی بالا؛ بهترین سیستم آبیاری این گندم، آبیاری بارانی می‌باشد.» (تاج بخش و پورمیرزا، 1382: 81 )

تناوب زراعی

در علم زراعت یکی از مباحث مهم تناوب زراعی می‌باشد. تناوب عبارت است از توالی زمان کاشت محصولات مختلف در یک قطعه زمین با نظم و ترتیبی معین جهت کاهش بیماریها، علفهای هرز، آفات و ایجاد تعادل در مواد غذایی زمین.

آیش به منظور افزایش آب خاک، قابل دسترس شدن نیتروژن خاک، کنترل علفهای هرز و بیماریهای خاکزی انجام می‌شود

«گیاهان زراعی در طول دوره‌ی رشد و نمو خود از نهاده‌های نور، آب و عناصر غذایی خاک بهره برداری می‌کنند. چنانچه یک قطعه زمین هر ساله به زیر کشت رود، بسته به میزان تولید آن، از عناصر غذایی خاک کاسته شده و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک تحت تاثیر قرار می‌گیرد؛ از سوی دیگر برخی مشکلات مانند آفات، بیماریهای گیاهی و علفهای هرز، محصول و زراعت کشاورز را تهدید می‌کند.» (اسماعیلیان، 1382: 353)

از زمانهای گذشته دیده شده که کشاورزان برای تجدید حیات زمین زراعی خود و کاهش جمعیت آفات و امراض، هرازگاهی به مزرعه‌ی خود استراحت داده و چیزی در آن کشت نمی‌کردند.

«زمینی را که یک یا چند فصل زراعی کشت نشود آیش(fallow، نکاشت) می‌گویند.» (اسماعیلیان، 1382: 353)

«در یک مطالعه‌ی 30 ساله که گندم به صورت پیوسته کشت شده بود در مقایسه با تناوب آیش- گندم، نشان داده شد که میانگین عملکرد طولانی مدت گندم در نظام کشت متوالی 0.7 تن در هکتار و در تناوب آیش- گندم 2.5 تن در هکتار بود.»(اسلافر،1384: 341)

آیش به منظور افزایش آب خاک، قابل دسترس شدن نیتروژن خاک، کنترل علفهای هرز و بیماریهای خاکزی انجام می‌شود. «در مناطق خشک و نیمه خشک،به علت کمبود رطوبت و مواد غذایی در خاك زمین را شخم زده و آن را به آیش می‌گذارند. این عمل موجب بالا رفتن رطوبت خاک و افزایش مواد غذایی آن می‌گردد. از این لحاظ رعایت نمودن آیش در زراعت گندم، یکی از بهترین اعمالی است که باید در مناطق خشک و نیمه خشک اجرا گردد.»(تاج بخش و پورمیرزا،1382: 43)

علاوه بر بحث آیش، توالی محصولات نیز باید در نظر گرفته شود؛ «هر گونه‌ی گیاهی محیط اطرافش را تغییر می‌دهد و توالی گونه‌های مختلف، تخریب شدید مشابه مراحل اولیه را متوقف می‌کند.» (پروست، پی، 1380: 30)

یکی از مهمترین علل تناوب محصولات مبارزه با علفهای هرز و آفات می‌باشد. «کنترل بعضی از علفهای هرز با علف کش مشکل ساز است زیرا از نظر فیزیولوژیکی شبیه گیاه اصلی هستند مثل یولاف وحشی در مزرعه‌ی گندم؛ که با تغییر نوع محصول می‌توان با انواع گوناگون علف هرز مقابله کرد. همچنین با تغییر نوع گیاه، انگلهای گیاهی و حیوانی که در یک محصول توسعه یافته‌اند نمی‌توانند میزبان اختصاصی خود را پیدا کنند؛ بنابر این مجبور به مهاجرت می‌شوند.»(پروست، پی،1380: 30)

هم چنین گندم از گیاهان خسته کننده می‌باشد زیرا مواد معدنی بسیاری را از خاک جذب می‌کند و اگر در تناوب با محصولات دیگر قرار نگیرد خاک را از نظر مواد معدنی فقیر می‌سازد. این عوامل اهمیت تناوب زراعی را پررنگ تر می‌سازد.

با توجه به مطالب بیان شده تناوب زراعی مطلوب آن است که باعث افزایش عملکرد محصولات مورد کاشت ( نسبت به کاشت مستمر آنها در یک قطعه زمین ) گشته، حفاظت آب و خاک را به همراه داشته باشد و بازده اقتصادی کار و سرمایه را افزایش دهد.

در انتخاب توالی محصولات بایستی به عوامل زیادی توجه نمود از جمله: ساختمان و حاصلخیزی خاک، نیاز به آیش فصلی، مقدار نزولات جوی، رطوبت خاک، کنترل آفات، بیماریهای گیاهی و علفهای هرز؛ همچنین برخی نکات فنی و اصول پذیرفته شده در تسلسل کشت گیاهان وجود دارد که به واسطه‌ی آزمایشات مختلف و تجربیات فراوان اثبات شده است. که در این بحث نمی‌گنجد.

در حالت کلی، طبق تجربیات زیاد، بهترین نبات قبل از گندم، گیاهی است که خواص فیزیکی خاک را اصلاح کرده و باعث افزایش حاصلخیزی خاک گردد. مثلا در تناوب سه ساله در زمينهاي "فارياب"( زمینهایی که تحت آبیاری قرار می‌گیرند):

سال اول: سیب زمینی، چغندر قند، یا سایر نباتات وجینی

سال دوم: آیش

سال سوم: گندم (البته نمونه‌های رایج دیگری نیز وجود دارد که از آوردن انها در این بحث خودداری می‌شود)

 

الگوهای تناوبی گندم و چغندر قند:

الف) چغندر قند

«چغندر قند جزء گیاهان زراعی ریشه عمیق محسوب می‌شود. به لحاظ نیازمندی بالای این گیاه به عناصر غذایی، جایگاه مناسب آن عمدتا در دوره‌ی اول توالی است. هم چنین از آنجا که چغندر قند یک گیاه وجینی است لذا زمین برای گیاه بعدی به لحاظ تهویه‌ی خاک و با پوشش کم علفهای هرز مناسب خواهد بود. پس از این گروه گیاهانی که ریشه‌ی عمیق دارند، بهتر است گیاهانی با ریشه‌ی سطحی همچون غلات کشت شوند؛ مثل تناوب دو ساله‌ی چغندر قند- گندم. از سایر تناوبها می‌توان به توالی چغندر قند- گندم – پنبه – گندم و توالی چغند قند- گندم – سیب زمینی – گندم و توالی چغندر قند – گندم – ذرت‌– گندم یا جو نیز اشاره کرد.» (آینه‌بند،1384: 329)

 

ب‌)  گندم

«گندم از جمله گیاهانی است که به لحاظ اهمیت حداقل در دو سال متوالی کشت می‌شود؛ هر چند که کشت مداوم گندم و یا اصولا هر گیاه زراعی دیگر در یک زمین توصیه نمی‌گردد؛ این مسئله در مورد گندم نیز صادق است. لذا شرایط ایده آل تکرار و توالی حضور گندم هر دو یا سه سال یکبار می‌باشد؛ زیرا با کشت متوالی گندم، خطر بیماریهایی همچون پاخوره‌ی غلات و لکه چشمی و مشکلات آفاتی همچون نماتد غلات، ازدیاد علفهای هرز، ورس و تخریب بیولوژیکی خاک در اثر وجود ترکیبات فیتوتوکسین (ترکیبات سمی)افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر در کشت مداوم گندم، ریشه‌های سطحی این گیاه باعث جذب عناصر غذایی صرفاً از لایه‌ی فوقانی خاک شده و تداوم آن به تدریج خاک را در این ناحیه تضعیف خواهد کرد.» (آینه‌بند، 1384: 335)

در هر صورت نوع تناوبهایی که در نقاط مختلف برای گندم اجرا می‌شوند بستگی کامل به شرایط جوی و نوع زراعت (دیم- آبی) دارد.

در بحث تناوب اين مسئله را نيز بايد در نظر گرفت كه اگر تمام كشاورزان در يك سال گندم كشت كنند در آن سال گندم زيادي توليد می‌شود اما در سال بعد توليد گندمي نخواهيم داشت بنابراين دولت بايد با ايجاد طرح‌هاي چند ساله و در نظر گرفتن مسائل مختلف كشاورزي و اقتصادي از بروز اين مشكل جلوگيري نمايد.

نتیجه‌گیری:

از مسائل مطرح شده در این بحث نتیجه می‌شود، افغانستان کشوری است که استعداد رشد محصولات زیادی را دارد، تنها کافیست با فرهنگ سازی درست و اقدامات اصولی، این پروسه در جامعه ترویج شود.

علاوه بر اینکه خشخاش از نظر اخلاقی مطرود می‌باشد؛ سود اقتصادی چندانی نیز نصیب کشاورزان نمی‌کند؛ این در حالی است که گندم یکی از محصولات استراتژیک می‌باشد و تقاضا برای این محصول زراعی در سالهای آتی نیز ادامه خواهد داشت. علاوه براین سبب اشتغال‌زایی می‌شود که در توسعه‌ی اقتصادی کشورمان نقش مؤثری دارد. همچنین گندم با توجه به شرایط آب و هوایی افغانستان سازگار می‌باشد و رقمMV-17 آن می‌تواند در این شرایط عملکرد خوبی داشته باشد.

 

 

منابع:

  1. N.A، تاریخ نشر: ۱۸:۲۳، ۱۳۸۸/۹/۱۴، کد خبر: 5602، كشاورزانی كه خشخاش كشت كنند بازداشت می‌شوند، برگرفته از www.afghanpaper.com
  2. N.A، تاریخ نشر: دوشنبه، ۳۱/1/ ۱۳۸۸، ۰۷:۵۵:۱۲، فرازهایی از گزارش سال 2009 هیات بین المللی کنترل مواد مخدر(INCB)، برگرفته از www.dchq.ir
  3. N.A، تاریخ نشر: دوشنبه، 1386/5/15، وکلای زن مجلسین افغانستان و ایران با هم دیدار کردند، برگرفته از www.rahenejatdaily.com
  4. آسايش، حسين (1374) اقتصاد روستايي،انتشارات دانشگاه پيام نور
  5. مصطفی ظاهر، استراتژي اداره‌ي ملي حفاظت محيط زيست، سرطان 1386
  6. حاج محمد اسماعیل خان و دیگران، استراتژي سكتور آب1387-1391، دلو 1386
  7. عبیدالله رامین وزیر زراعت و آبیاری و محمد احسان ضیاء، استراتژي سكتور زراعت و انكشاف دهات، 7 دلو 1386
  8. عبيدالله رامين وزير زراعت و آبياري، استراتژي وزارت زراعت و آبياري، حوت 1385
  9. اسلافر، ساتوره (1384) گندم، اكولوژي، فيزيولوژي و برآورد عملكرد، ترجمه‌ی محمد كافي و احمد جعفر نژاد و مجيد جامي الاحمدي، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسي
  10. اسماعیلیان، کمال السادات (1382) زراعت عمومی، انتشارات دانشگاه پیام نور
  11. آينه بند، امير(1384) تناوب گياهان زراعي، مشهد : انتشارات جهاد دانشگاهي
  12. پروست، پي(1380) اصول و مباني كشاورزي نوين، ترجمه‌ی داريوش مظاهري و محسن موحدي دهنوي و همت الله‌ پير دشتي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
  13. تاج بخش، مهدي و پورميرزا،علي اصغر(1382) زراعت غلات، ارومیه‌: انتشارات جهاد دانشگاهي
  14. عظیمی، محمد عظیم(1380) جغرافیای افغانستان، انتشارات محقق
  15. فرشي، علي اصغر و همكاران (1376) برآورد آب مورد نياز گياهان عمده زراعي و باغي، نشر آموزش كشاورزي
  16. فشرده‌ي استراتژي 1387-1391
  17. N.A، كشاورزي در جهان به سوي 2030-2015، ترجمه‌ی : هومن فتحي، وزارت جهاد كشاورزي، مؤسسه‌ي پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي

18.  N.A، مدیریت کشاورزی Wednesday، June 24، 2009، بر گرفته از کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان

  1. گزارشات بي بي سي BBC
  2. گزارشات راديو دري
  3. هانسيگي، جي وكريشنا، كاآر(1380) علوم توليد گياهان زراعي، ترجمه‌ی بهرام مير شكاري، تبریز: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي تبريز
  4. هفته نامه مشارکت ملی Mosharekat-e Melli
  5. www.iran-afganistan.com
  6. www.mosharekat.wahdat.net
  7. www.sbco.ir/main.asp?id=149
  8. www.wikipedia.org

 

پی نوشت:

 

  1. www.sbco.ir/main.asp?id=149
  2. سخنان دكتررمضان بشردوست در مصاحبه با گروه سیاسی شبکه‌ی دری در تاریخ 14/5/1385
  3. سخنان عبدالقهار سروري مدير مسئول هفته نامه‌ي پيام ملت در مصاحبه با گروه سیاسی شبکه‌ی دری در تاریخ 14/5/1385
  4. N.A، تاریخ نشر: دوشنبه، ۳۱/1/ ۱۳۸۸، ۰۷:۵۵:۱۲، فرازهایی از گزارش سال 2009 هیات بین المللی کنترل مواد مخدر(INCB)، برگرفته از www.dchq.ir
  5. اظهارات دكتر محمد حسين پاپلي يزدي، در مصاحبه با گروه سياسي شبكه‌ي دري در تاريخ 14/5/1385
  6. N.A، تاریخ نشر: ۱۸:۲۳، ۱۳۸۸/۹/۱۴، کد خبر: 5602، كشاورزانی كه خشخاش كشت كنند بازداشت می‌شوند، برگرفته از www.afghanpaper.com

7.      همان منبع

8.      N.A، مدیریت کشاورزی Wednesday، June 24، 2009، بر گرفته از کانون وبلاگ‌نويسان افغانستان

9.      N.A، كشاورزي در جهان به سوي 2030-2015 – ترجمه‌ی: هومن فتحي– وزارت جهاد كشاورزي – مؤسسه‌ي پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد كشاورزي

10.   حاج محمد اسماعیل خان و دیگران، استراتژي سكتور آب1387-1391، دلو 1386

11.   فشرده‌ي استراتژي 1391- 1387

12.   مصطفی ظاهر، استراتژي اداره‌ي ملي حفاظت محيط زيست، سرطان 1386

عبیدالله رامین وزیر زراعت و آبیاری و محمد احسان ضیاء، استراتژي سكتور زراعت و انكشاف دهات، 7 دلو 1386